حسن سيد اشرفى

816

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

بدار و مستحبّ است اعاده كردن آن ( مأمور به ) بعد از عارض شدن اختيار . اين ( احكام اجزاء و اوامر اضطرارى ) همه‌اش در آن چيزى است كه ممكن است واقع شود برآن اضطرارى از انحاء . و امّا آنچه ( نحوه‌اى ) كه واقع شده است ( تكليف اضطرارى ) برآن ( نحو ) ، پس ظاهر اطلاق دليل آن ( اضطرارى ) مثل قول خداوند متعال : « فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » * و قول معصوم عليه السّلام : « التّراب احد الطّهورين و يكفيك عشر سنين » آن ( ظاهر اطلاق دليل ) اجزاء است و واجب نبودن اعاده يا قضاء ، و چاره‌اى نيست در واجب كردن اتيان به آن ( مأمور به ) دوباره ، از دلالت كردن دليلى بالخصوص . و خلاصه ، پس متّبع ( آنچه كه تبعيّت مىشود ) ، آن ( متّبع ) اطلاق است اگر باشد ( اطلاق ) و گرنه [ اطلاق نباشد ] ، پس اصل ( اصل عملى ) است ، و آن ( اصل ) اقتضاء مىكند ( اصل ) برائت از واجب كردن اعاده را ، به دليل بودنش ( وجوب اعاده ) شكّ در اصل تكليف ، و همين‌طور ( برائت بوده ) از واجب كردن قضاء به طريق اولى ، آرى ، اگر دلالت كند دليلش ( قضاء ) بر اينكه سبب آن ( قضاء ) فوت واقع است و هرچند نبوده باشد آن ( واقع ) واجب ، مىباشد قضاء ، واجب بر او ( مكلّف ) به دليل تحقّق سبب آن ( قضاء ) و هرچند بياورد ( مكلّف ) به غرض ( غرض مولى ) ، ولى همانا اين ( فوت واقع ، سبب قضاء باشد ) مجرّد فرض است . نكات دستورى و توضيح واژگان و فيه مقامان : ضمير در « فيه » به موضع ثانى برمىگردد . هل يجزى : ضمير در « يجزى » به اتيان يعنى اتيان مأمور به با امر اضطرارى برمىگردد . اعادة : كلمهء « اعادة » تمييز نسبت مىباشد . فى خارجه قضاء : ضمير در « خارجه » به وقت برگشته و كلمهء « قضاء » تمييز نسبت مىباشد .